من تو را می خواهم
بی سبب می کوشم
سادگی را به لباس کهن قافیه ها
سوی مسلخ ببرم
تا که از آن شعری به بطالت سازم . .
دستهایم خالیست
من دگر میدانم
انتظارم عبث است . .
روزهای سختی ست
روز را بی تو به شب سر بردن
ورد من نام تو است
و تو بر سادگیم میخندی . . .
گریه ام میگیرد
من چرا عاشق دیوانه شدم . ؟؟
بی تو بودن سخت است
تو که میدانستی
لحظه هایم بی تو
میل ماندن دارند
حرکت ثانیه ها
کند و نا فرجامند
تو که میدانستی . . . . .
پای ساعت لنگست . . .
کاش میخوابیدم
ماه من خواب تو را میدیدم . . . .
تو کنارم بودی . . .
.من که خندان بودم . . . .
دستهایت به نوازش به سرم میلغزید . . . .
و خدا میداند . . . .
عشقمان آبی بود . . .
و صدای نفست در گوشم . . . .
مژده عشق بشارت می داد . . .
کاش میخوابیدم
ماه من خواب تو را میدیدم . . .
من تو را می خواهم . . . . .
بی سبب میکوشم . . .
واژه ها را به اسارت ببرم . . . .
جمله زنجیر کنم . . . نقطه در بند کشم . . .
داغ بر روی عبارت بزنم . . .
چشم گریان باشم . . . .
سیل راه اندازم
شاخه را خشک کنم . . . . کوه را لرزانم . . .
بی سبب میکوشم
تا بگویم که تو را . . . . . آه تورا . . . . .
.
من تو را می خواهم . . .
نظرات شما عزیزان:
فرشته 
ساعت16:50---20 تير 1391
سلام وبت محشره بهم سربزن
پاسخ:مرسی، باشه چشم...
nashenas 
ساعت10:25---7 تير 1391
salam azizam
ba ye ap dige montazere hoozoore
garmet hastam...
mersiiiiiiiii...
nashenas 
ساعت11:10---14 خرداد 1391
salam dada. man apam......
|